گوارانیدن

مترادف‌ها

گوارا کردن، خوش‌گوار کردن، آسان کردن

متضادها

ناگوار کردن، تلخ کردن

لغت نامه دهخدا

گوارانیدن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) کمک کردن در هضم و پختن. ( ناظم الاطباء ). تهنئة. ( دهار ). اساغه. تحلیل و هضم کردن. ( یادداشت مؤلف ).
- فروگوارانیدن؛ هضم کردن. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط