گندانه
لغت نامه دهخدا
گندانه. [ گ َ ن َ / ن ِ] ( اِ ) جای سکونت جانوران و محل خواب و آسایش آنها.( آنندراج ). || گندنا. ( شعوری ج 2 ص 306 ) ( ناظم الاطباء ). کراث. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گندنا شود. || پیاز کوهی ؟ ( اشتینگاس ). || گربه زباد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به زباد شود.
فرهنگ معین
(گَ نَ یا نِ ) (اِمر. ) جای سکونت و آسایش جانوران.
ویکی واژه
جای سکونت و آسایش جانوران.
جمله سازی با گندانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کشاورز با تلاش بسیار زیاد، گندانه بزرگی را که از غلات فصل جدید پر شده بود، به انبار قدیمی منتقل کرد تا در زمستان از آن استفاده کند.
💡 در آن بازار سنتی و قدیمی، گندانه های بزرگ پر از حبوبات و غلات مختلف چیده شده بودند که منظرهای بسیار دیدنی و سنتی ایجاد کرده بودند.
💡 او تصمیم گرفت تمام محصولات کشاورزی خود را در یک گندانه محکم بستهبندی کند تا در طول مسیر حمل و نقل به مقصد آسیب نبینند.