گشن گرفتن
مترادفها
گرسنه شدن
متضادها
سیر شدن
لغت نامه دهخدا
گشن گرفتن. [ گ ُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) حامل شدن. آبستن گردیدن:
به فرمان خدا زو گشن گیرد
خدا گفتی شگفتی درپذیرد.نظامی.رجوع به گشن گیری شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آبستن شدن حامله شدن: بفرمان خدا زو گشن گیرد خدا گفتی شگفتی در پذیرد. ( نظامی )