گشایانیدن
مترادفها
گشودن، باز کردن، آشکار کردن، فاش کردن، باز نمودن
متضادها
بستن، مسدود کردن، تنگ کردن
لغت نامه دهخدا
گشایانیدن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) گشادن فرمودن و کنانیدن. ( ناظم الاطباء ).
گشودن، باز کردن، آشکار کردن، فاش کردن، باز نمودن
بستن، مسدود کردن، تنگ کردن
گشایانیدن. [ گ ُ دَ ] ( مص ) گشادن فرمودن و کنانیدن. ( ناظم الاطباء ).