گز زدن

مترادف‌ها

نیش زدن، گزیدن

متضادها

نوازش کردن

لغت نامه دهخدا

گز زدن. [ گ َزْ زَ دَ ] ( مص مرکب ) پیمودن به گز. ( آنندراج ) ( بهار عجم ):
ببالای عروس نعتت و قد سخن بافی
فروغ مهرو مه را کلک فکرم گز به کالا زد
چو کوته آمدند این هر دو سر کالا سخن بافی
نی قندم مساحت بر گلستان مسیحا زد.حکیم زلالی خوانساری.

جمله سازی با گز زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هنگام پیاده‌روی در جنگل‌های انبوه و پر از گیاهان خودرو، باید بسیار مراقب بود تا از گز زدن حشرات یا برخورد با گیاهان سمی جلوگیری کرد.

💡 گز زدن زنبورها می‌تواند منجر به واکنش‌های آلرژیک شدید و خطرناک در برخی افراد شود، بنابراین همیشه باید در نزدیکی محل‌های نگهداری عسل احتیاط کرد.

💡 در طبیعت وحشی، گاهی اوقات گز زدن موجودات کوچک می‌تواند باعث درد شدید و تورم در ناحیه مورد نظر شود که نیاز به درمان‌های فوری دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران