گردن نرم داشتن
مترادفها
مطیع بودن، تسلیم بودن
متضادها
سرکشی کردن، نافرمانی کردن، خودسری کردن
لغت نامه دهخدا
گردن نرم داشتن. [ گ َ دَن َ ت َ ] ( مص مرکب ) اطاعت کردن. منقاد بودن: تا رعیت باشد به ظلم گردن نرم دارد و چون والی شود دست به ظلم دیگران دراز کند. ( تفسیر ابوالفتوح ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اطاعت کردن منقاد بودن: تا رعیت باشد بظلم گردن نرم دارد و چون والی شود دست بظلم دیگران دراز کند.
جمله سازی با گردن نرم داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او که همیشه در برابر تصمیمات مدیران خود اعتراض میکرد، حالا به نظر میرسد که نسبت به دستورات جدید گردن نرم داشته است.
💡 برخی افراد به دلیل ترس از تنبیه یا از دست دادن شغل خود، همواره در برابر بیعدالتیهای محیط کار گردن نرم داشتن را ترجیح میدهند.
💡 نباید در برابر هر درخواست یا مطالبهای از سوی دیگران، به سرعت گردن نرم داشتن نشان داد، بلکه باید با دقت و منطق تصمیم گرفت.