گردزنی
مترادفها
گشت زدن، چرخ زدن، گشتوگذار
متضادها
اقامت، ماندن
فرهنگستان زبان و ادب
{dusting} [مهندسی بسپار-لاستیک] پاشیدن گَرد بر سطح کائوچو
ویکی واژه
پاشیدن گَرد بر سطح کائوچو.
جمله سازی با گردزنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نیروهای پلیس در ساعات حساس شبانه، به صورت دورهای در سطح شهر به گردزنی میپردازند تا امنیت شهروندان و آرامش عمومی را حفظ نمایند.
💡 نگهبانان ساختمان با انجام گردزنیهای منظم و دقیق در تمامی طبقات مختلف، اطمینان حاصل میکنند که تمامی درها و پنجرهها به درستی بسته شدهاند.
💡 در جنگهای کلاسیک، سربازان با گردزنی در مرزهای تعیین شده، تلاش میکردند تا از هرگونه نفوذ ناگهانی دشمن در قلمرو خود جلوگیری کنند.