گردزنی
مترادفها
گشت زدن، چرخ زدن، گشتوگذار
متضادها
اقامت، ماندن
فرهنگستان زبان و ادب
{dusting} [مهندسی بسپار-لاستیک] پاشیدن گَرد بر سطح کائوچو
ویکی واژه
پاشیدن گَرد بر سطح کائوچو.
گشت زدن، چرخ زدن، گشتوگذار
اقامت، ماندن
{dusting} [مهندسی بسپار-لاستیک] پاشیدن گَرد بر سطح کائوچو
پاشیدن گَرد بر سطح کائوچو.