گاورو

لغت نامه دهخدا

گاورو. [ رَ / رُو ] ( اِ مرکب ) گشادگی و سوراخی که گاوی تواند از آن گذشتن. قسمی کول، تنبوشه.
گاورو. ( ص مرکب ) رجوع به گاوروی شود.

فرهنگ فارسی

آنچه بصورت و هیئت گاو باشد. یا گرز ( گرز. ) گاوروی. گرز فریدون که سرش بشکل گاو بود: زند بر سرت گرز. گاو روی ببند اندر آرد زایوان بکوی. ( هرمزد نامه )