لغت نامه دهخدا
گازرک. [ زُ / زَ رَ ] ( اِ مصغر ) تصغیر گازر. ( برهان ). رجوع به گازر شود.
گازرک. [ زُ / زَ رَ ] ( اِ مرکب ) نام پرنده ای است که در کنارهای آب نشیند و دم خود را جنباند و به زمین زند، و عربان صعوه گویندش. ( برهان ). دم جنبانک.
گازرک. [ زُ / زَ رَ ] ( اِ مصغر ) تصغیر گازر. ( برهان ). رجوع به گازر شود.
گازرک. [ زُ / زَ رَ ] ( اِ مرکب ) نام پرنده ای است که در کنارهای آب نشیند و دم خود را جنباند و به زمین زند، و عربان صعوه گویندش. ( برهان ). دم جنبانک.
۱. [مصغرِ گازر] = گازر
۲. (زیست شناسی ) = دم جنبانک
مصغرگازر، دم جنبانک راهم گفته اند
( صفت ) ۱ - تصغیر گازر ۲ - دم جنبانک صعوه.