کینگاه تصویر معنی کینگاه لغت نامه دهخدا کینگاه. ( اِ مرکب ) کینه گاه. عرصه کارزار. رزمگاه. دشت کین. رجوع به کینه گاه شود. کلمات مرتبط کینه ورز کینه اوردن کینه گاه کین جویی گریختن گاه گزارش محتوای نامناسب