کیموسیس
مترادفها
ورم، تورم
لغت نامه دهخدا
کیموسیس. ( معرب، اِ ) کیموسیسو. کیموسیسوس. وردینج. ( ازیادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به وردینج شود.
ورم، تورم
کیموسیس. ( معرب، اِ ) کیموسیسو. کیموسیسوس. وردینج. ( ازیادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به وردینج شود.