لغت نامه دهخدا
کویج. [ ک ِ / ک ُ ] ( اِ ) نام پارسی زعرور احمر است که بستانی باشد نه کوهی، وبعضی کویژ به زای فارسی، مطلق زعرور را دانند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). قسمی زالزالک. زالزالک بری. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کوهیج. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کوهیج شود.
کویج. [ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مشکین خاوری است که در بخش مرکزی شهرستان خیاو واقع است و 539 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).