لغت نامه دهخدا
کوچک بیک. [ چ َ / چ ِ ب َ ] ( اِخ ) صاحب مجالس النفایس وی را امیری بزرگ و صاحب شعر دلپذیر دانسته و این مطلع را از وی آورده است:
هر برگ گل که باد ز شاخ درخت ریخت
خون از دو چشم بلبل شوریده بخت ریخت.( مجالس النفایس ).
کوچک بیک. [ چ َ / چ ِ ب َ ] ( اِخ ) صاحب مجالس النفایس وی را امیری بزرگ و صاحب شعر دلپذیر دانسته و این مطلع را از وی آورده است:
هر برگ گل که باد ز شاخ درخت ریخت
خون از دو چشم بلبل شوریده بخت ریخت.( مجالس النفایس ).