کوچاندنی
مترادفها
جابهجاشدنی، قابل حرکت
لغت نامه دهخدا
کوچاندنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل کوچاندن. رجوع به کوچاندن و کوچانیدن شود.
فرهنگ فارسی
قابل کوچاندن
جابهجاشدنی، قابل حرکت
کوچاندنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل کوچاندن. رجوع به کوچاندن و کوچانیدن شود.
قابل کوچاندن