کوتک زده
متضادها
صاف، یکدست
لغت نامه دهخدا
کوتک زده. [ ت َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کتک زده. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کتک زده شود.
فرهنگ فارسی
کتک خورده
صاف، یکدست
کوتک زده. [ ت َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) کتک زده. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کتک زده شود.
کتک خورده