کنیزنواز

لغت نامه دهخدا

کنیزنواز. [ ک َ ن َ ] ( نف مرکب ) نوازنده کنیز. که کنیزکان را نوازد و پرورد:
گفته بودندش آن دو مایه ناز
قصه خواجه کنیزنواز.نظامی.

دریچۀ کوچ یعنی چه؟
دریچۀ کوچ یعنی چه؟
پهن کردن یعنی چه؟
پهن کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز