کنش موضعی
مترادفها
فعالیت موضعی، اقدام موضعی
فرهنگستان زبان و ادب
{local action} [خوردگی] خوردگی ناشی از کنش پیل های موضعی ایجادشده در سطح فلز
ویکی واژه
خوردگی ناشی از کنش پیلهای موضعی ایجادشده در سطح فلز.
فعالیت موضعی، اقدام موضعی
{local action} [خوردگی] خوردگی ناشی از کنش پیل های موضعی ایجادشده در سطح فلز
خوردگی ناشی از کنش پیلهای موضعی ایجادشده در سطح فلز.