کنارات
مترادفها
کنارهها، حاشیهها، لبهها
متضادها
وسطها
لغت نامه دهخدا
کنارات. [ ک َن ْ نا / ک ِن ْ نا ] ( ع اِ ) ج ِکنارة [ ک َن ْ نا رَ / ک ِن ْ نا رَ ]. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به کنارة شود.
فرهنگ فارسی
جمع کناره
جمله سازی با کنارات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در طول مسیر پیادهروی در جنگل، من عاشق تماشای گلهای وحشی زیبایی بودم که در کنارات جاده و زیر درختان رشد کرده بودند.
💡 هنگام نشستن در کنار رودخانه، همیشه سعی میکنم به صدای آرام جریان آب و پرندگان کوچکی که در کنارات آب پرواز میکنند، گوش دهم.
💡 کتابهای قدیمی و ارزشمند را در کنارات قفسههای کتابخانه قرار دادند تا از آسیب رسیدن به آنها در اثر گرد و غبار جلوگیری شود.