کمثری
لغت نامه دهخدا
کمثری. [ ک ُم ْ م َ را ] ( ع اِ ) امرود، کُمَّثراة یکی. ج، کُمَّثرَیات و مذکر می آید، و گویند هذه کمثری واحدة و هذه کمثری کثیرة. کُمَیمِثرَة و کُمَیمِثرِیَه و کُمَثِیرَة و کُمَیمِثرات مصغر آن. ( منتهی الارب ). نام میوه ای که به فارسی امرود گویند. ( آنندراج ) ( از غیاث ). امرود و اسم جنسی است که تنوین داده می شود و مؤنث می آید و گاه مذکر آید. ( از ناظم الاطباء ). غالباً به تشدید میم است و بعضی گفته اند تخفیف آن جایز نیست. درختی از میوه هاست که عامه اجاص نامند واحد آن کمثراة و ج،کمثریات است. و کمثری به صورت اسم جنس استعمال می گردد و تنوین داده می شود و گویند هذه کمثری واحدة و هذه کمتری کثیرة. ( از اقرب الموارد ). امرود. ( دهار ).
فرهنگ عمید
= گلابی
فرهنگ فارسی
( اسم ) امرود گلابی.
ویکی واژه
(زیستشناسی) [قدیمی] = گلابی
جمله سازی با کمثری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون ادبی کلاسیک، شاعران اغلب از زیبایی شکلی کمثری میوه برای توصیف ظرافت و انحنای اندامهای محبوب خود در اشعار غنایی خود استفاده میکردند.
💡 این ظرف با طراحی بسیار خاص و بدنه کمثری شکل، جلوهای هنری به میز ناهارخوری بخشیده و توجه تمام مهمانان را به خود جلب میکند.
💡 میوه کمثری به دلیل داشتن بافت نرم و طعم شیرین، یکی از محبوبترین گزینهها برای تهیه انواع دسر و شربتهای تابستانی در میان مردم است.