کلمهی «کشتگر» از دو بخش تشکیل شده است: «کشت» و پسوند «گر». «کشت» به معنای کشاورزی، کاشت و برداشت محصولات زراعی است و به فعالیتهایی اطلاق میشود که برای تولید غذا و محصولات گیاهی انجام میشود. پسوند «گر» در فارسی معمولاً به معنای فردی که کاری را انجام میدهد یا حرفهای در زمینهای دارد است. ترکیب این دو یعنی «کشتگر» به معنای فردی که به کشت و کار زمین مشغول است؛ یعنی کشاورز، زارع یا فردی که زمین را شخم زده و محصولات زراعی میکارد. کشتگر ممکن است انواع محصولات مانند غلات، سبزیجات یا میوهها را پرورش دهد و در واقع عامل اصلی تولید مواد غذایی در جامعه است. این واژه در ادبیات فارسی نیز گاهی بار معنایی زحمت، تلاش و ارتباط با طبیعت دارد و نشاندهندهی کار و کوشش انسان برای تأمین نیازهای زندگی است. از نظر دستوری، «کشتگر» یک اسم فاعل است که نقش شغلی یا حرفهای فرد را بیان میکند. در متون تاریخی و فرهنگی، این واژه نمادی از زندگی روستایی، تلاش و پیوند انسان با زمین نیز شناخته میشود.
کشتگر
لغت نامه دهخدا
کشت گر. [ ک ِ گ َ ] ( ص مرکب ) کشتکار. کشاورز. زارع. مُزارِع. حاقل. برزگر. برزیگر. ( یادداشت مؤلف ): کشت گر بدر آمد تا کشته خود بیفشاند. ( ترجمه دیاتسارون ص 212 ).
فرهنگ عمید
کشت کار، زارع.
فرهنگ فارسی
زارع کشتکار: ( کشتگر بدر آمد تا کشته را خود بیفشاند ). ( انجیل فارسی )
فرهنگستان زبان و ادب
{cultivator} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] کسی که کشت و زرع کند یا به این حرفه اشتغال داشته باشد