کریم ستای
لغت نامه دهخدا
کریم ستای. [ ک َ س ِ] ( نف مرکب ) ستاینده کریم. مداح کریم:
منم کریم ستای و تویی حکیم نواز
زهی سخا و سخن بر من و تو سهل و سلیم.سوزنی.
فرهنگ فارسی
ستاینده کریم. مداح کریم
جمله سازی با کریم ستای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاعر با کلمات بسیار زیبا و با عباراتی کریم ستای، از بزرگواری پادشاه در حمایت از مظلومان و بیکسان در آن دوران باستانی یاد کرد.
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، بسیار شاهد هستیم که شاعران با لحنی کریم ستای به توصیف ویژگیهای اخلاقی و بخشندگی حاکمان و اشراف زمان خود میپردازند.
💡 او با روحیهای کریم ستای و با کلمات پر از احترام، از تلاشهای بی وقفه خیرین در حمایت از یتیمان و کودکان بیسرپرست قدردانی کرد.