لغت نامه دهخدا
کریم وار. [ ک َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) کریم سان. چون مردم کریم. همانند کریم:
وگر کریم شود آرزوت نام و لقب
کریم وارت فعل کرام باید کرد.ناصرخسرو.
کریم وار. [ ک َ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) کریم سان. چون مردم کریم. همانند کریم:
وگر کریم شود آرزوت نام و لقب
کریم وارت فعل کرام باید کرد.ناصرخسرو.
کریم سان. چون مردم کریم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوری بساز جام و جهان را به فضل من دم دم کریم وار گلاب جلاب ده
💡 بنیوش قصه من و آنگه کریم وار بخشایش آر بر من بدبخت گم نشان