کروبیه
لغت نامه دهخدا
( کروبیة ) کروبیة. [ ک َ بی ی َ ] ( ع اِ ) کروبیون. ( از اقرب الموارد ). رجوع به کروبیون شود.
جمله سازی با کروبیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در نقاشیهای رنسانس، تصویرسازی موجودات آسمانی مانند کروبیه با بالهای کوچک و چهرههای معصوم، برای نمایش آرامش و تقدس در قاب اثر استفاده میشد.
💡 مجسمهسازان با دقت بسیار زیاد، جزئیات چهره و بدن موجودات کروبیه را در آثار هنری خود حکاکی میکنند تا حس معنویت را به بیننده منتقل کنند.
💡 تزیینات کلیساهای قدیمی اغلب با نمادهای مذهبی و تصویر کروبیه همراه است که به فضای داخلی محیط، شکوه و عظمت بسیار خاصی میبخشد.