لغت نامه دهخدا
کرانگین. [ ک َ ن َ ] ( ص نسبی ) ( از:کرانگ + ین ) منسوب به کرانه. از کرانه. طرفی. جانبی. ( فرهنگ فارسی معین ): چون سه جزو ترکیب کنند یکی میانگین و دو کرانگین این میانگین، دو کرانگین را از یکدیگر جدا دارد. ( دانشنامه علائی ص 77 ).
کرانگین. [ ک َ ن َ ] ( ص نسبی ) ( از:کرانگ + ین ) منسوب به کرانه. از کرانه. طرفی. جانبی. ( فرهنگ فارسی معین ): چون سه جزو ترکیب کنند یکی میانگین و دو کرانگین این میانگین، دو کرانگین را از یکدیگر جدا دارد. ( دانشنامه علائی ص 77 ).
( صفت ) منسوب به کرانه طرفی جانبی: [... چون سه جزو ترکیب کنند: یکی میانگین و دو کرانگین این میانگین یا دو کرانگین را از یکدیگر جدا دارد... ] ( دانشنام. علائی. الهی )