کرارا

لغت نامه دهخدا

کرارا. [ ک ُ ] ( اِ ) چوب زیرین در. چوب آستانه در. کرار. || زمینی که برای زراعت آماده ساخته و اطراف آن را بلند کرده باشند. ( ناظم الاطباء ). کُرار. رجوع به کُرار شود.
( کراراً ) کراراً. [ ک ِ رَن ْ ] ( از ع، ق ) باربار. چندین بار. ( ناظم الاطباء ). بتکرار. بکرات. مکرراً. ( فرهنگ فارسی معین ). به دفعات.

فرهنگ معین

( کراراً ) (کِ رَ نْ ) [ ازع. ] (ق. ) مکرراً، به تکرار، به کرامت.

فرهنگ فارسی

مکررا بتکرار بکرات: [ کرارا تجربه کرده ایم ]. توضیح: باین معنی در کتب معتبر عرب نیامده است.
چوب زیرین در. چوب آستانه در

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز