کبابخانه
مترادفها
کبابفروشی، کبابسرای
فرهنگستان زبان و ادب
{barbecue restaurant} [گردشگری و جهانگردی] غذاخوری ای که غذاهای کبابی بسیار متنوعی ارائه می کند
{grill-room} [علوم و فنّاوری غذا] محلی برای تهیۀ کباب
جمله سازی با کبابخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در انتهای آن کوچه باریک و قدیمی، یک کبابخانه سنتی قرار داشت که بوی خوش کبابهای تازه و جوجهکبابهای لذیذ آن تمام محله را پر میکرد.
💡 خانواده ما هر جمعه شب عادت داشتند به آن کبابخانه معروف بروند و با خوردن انواع کبابهای سنتی، از غذای خود بسیار لذت ببرند.
💡 صاحب آن کبابخانه قدیمی با استفاده از مواد اولیه تازه و گوشت درجه یک، توانسته است مشتریان وفادار زیادی را در طول سال جذب کند.