کامور شده

مترادف‌ها

شادمان، مسرور، خوشحال

لغت نامه دهخدا

کامورشده. [ کام ْ وَ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نیکنام و نامور گشته. || بهره مندو کامیاب. || مشهور شده. ( ناظم الاطباء )

فرهنگ فارسی

نیک نام و نامور گشته

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران