لغت نامه دهخدا
کافرمژه. [ ف ِ / ف َ م ُ ژَ / ژِ] ( ص مرکب ) مجازاً سیاه چشم. سیاه مژگان:
چه ستم کرد علی نرگس کافرمژه ای
که بجز ناله بت در دل ناقوس نبود.میانی ناصرعلی ( از آنندراج ).
کافرمژه. [ ف ِ / ف َ م ُ ژَ / ژِ] ( ص مرکب ) مجازاً سیاه چشم. سیاه مژگان:
چه ستم کرد علی نرگس کافرمژه ای
که بجز ناله بت در دل ناقوس نبود.میانی ناصرعلی ( از آنندراج ).
( ~. مُ ژِ ) (ص مر. ) مجازاً: سیاه - چشم.
( صفت ) سیاه چشم سیاه مژگان: [ چه ستم کرد علی. نرگس کافر مژه ای که بجز نال. بت در دل نا قوس نبود ]. ( میانی ناصر علی )
مجازاً: سیاه - چشم.