کاغی تصویر معنی کاغی لغت نامه دهخدا کاغی. ( ع ص ) منهزم. ( قطر المحیط ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). شکست خورده. ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط شکست خورده شکستخورده تحون اصاید تحطم