کاسنی صحرائی

لغت نامه دهخدا

کاسنی صحرائی. [ ی ِ ص َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هندباالبری. قاصد. طلخشوق. خش السلاطه. یعضید. تلخ جوک. تلخ چکوک. طرخشقون. طرحشقوق. خندریلی. علث. طرخشقوس.

فرهنگ فارسی

قاصد طلخشوق

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز