کارپژوه تصویر معنی کارپژوه مترادفها پژوهشگر، محقق، کارشناس لغت نامه دهخدا کارپژوه. [ پ َ ] ( نف مرکب ) مفتش. فرهنگ عمید کارپژوهنده، مفتش، بازرس. فرهنگ فارسی ( صفت ) مفتش بازرس.مفتش کلمات مرتبط حکمت پژوه دادپرس نور فزا کارباف کارگذران ورپلوغیده گورشکاف