لغت نامه دهخدا
دادپرس. [ پ ُ ] ( نف مرکب ) دادخواه. ( آنندراج ). خواهان عدالت. درخواست کننده عدالت. دادجو.
دادپرس. [ پ ُ ] ( نف مرکب ) دادخواه. ( آنندراج ). خواهان عدالت. درخواست کننده عدالت. دادجو.
دادجو، دادخواه، خواهان عدالت، درخواست کنندۀ عدل وداد.
داد خواه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عدالت در لغت معادل نظم و ادب است. در پارسی «داد» معادل عدل، و «دادمندی» یا «دادگری» معادل عدالت است. «دادگر» نیز معادل عادل میباشد. «دادگستر» نیز به معنای گسترندهٔ عدل است. از دیگر واژههای دارای ترکیب داد در پارسی، دادگاه، دادیار، دادسِتان، دادخواهی، داددهی، دادرسی، دادپرسی و غیره میباشند. واژهٔ «داد» برگرفته از «داتا» ی ایرانی باستان به معنای «قانون» است.