کارد خوردن
مترادفها
بریده شدن، زخم شدن
لغت نامه دهخدا
کارد خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) رسیدن کارد بکسی یا چیزی. رجوع به آنندراج شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مورد اصابت ضرب. کارد واقع شدن.
رسیدن کارد بکسی یا چیزی
جمله سازی با کارد خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او هنگام کار با چاقوی آشپزخانه بسیار بیدقتی کرد و ناگهان از شدت حواسپرتی باعث شد که دستش به شدت کارد بخورد و خون زیادی جاری شود.
💡 در حوادث ناگوار هنگام کمپینگ در جنگل، بسیاری از افراد بدون رعایت نکات ایمنی دچار آسیبهای جدی شده و به دلیل کارد خوردن نیاز به درمان فوری پیدا میکنند.
💡 پزشکان در اورژانس همیشه تاکید میکنند که حتی کوچکترین زخم ناشی از کارد خوردن نیز باید با دقت شستشو داده شود تا از عفونت احتمالی جلوگیری گردد.