کارتریچ
مترادفها
محفظه، فشنگ
فرهنگ معین
[ انگ. ] (اِ. ) ظرف یا محفظه ای حاوی ماده، وسیله یا جسمی که جا به جا کردن و استفاده از آن با دست دشوار و پردردسر یا ناراحت کننده است.
ویکی واژه
ظرف یا محفظهای حاوی ماده، وسیله یا جسمی که جا به جا کردن و استفاده از آن با دست دشوار و پردردسر یا ناراحت کننده
جمله سازی با کارتریچ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از اتمام جوهر، شما باید کارتریج پرینتر را با دقت خارج کرده و یک کارتریچ جدید و اورجینال را برای ادامه چاپ در جای خود قرار دهید.
💡 در صنایع نظامی، نوع کارتریچ مورد استفاده باید با دقت بسیار بالا و بر اساس مشخصات فنی سلاح انتخاب شود تا از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری گردد.
💡 برخی از دوربینهای عکاسی قدیمی به جای استفاده از کارتهای حافظه دیجیتال، از کارتریچهای مخصوص فیلم برای ثبت تصاویر با کیفیت بسیار بالا استفاده میکردند.