لغت نامه دهخدا
ژیله. [ ل ِ ] ( اِخ ) کلود کازیمیر. عالم گیاه شناس فرانسوی. مولد دُرمان و وفات در آلنس ( 1806-1896 م. ).
ژیله. [ ل ِ ] ( اِخ ) لوئی. نام عالم تاریخ صنایع از مردم فرانسه و عضو آکادمی فرانسه. مولد پاریس بسال 1876.
ژیله. [ ل ِ ] ( اِخ ) کلود کازیمیر. عالم گیاه شناس فرانسوی. مولد دُرمان و وفات در آلنس ( 1806-1896 م. ).
ژیله. [ ل ِ ] ( اِخ ) لوئی. نام عالم تاریخ صنایع از مردم فرانسه و عضو آکادمی فرانسه. مولد پاریس بسال 1876.
(لِ ) [ فر. ] (اِ. ) نوعی لباس بدون آستین جلو بسته شبیه بلوز.
نام عالم تاریخ صنایع از مردم فرانسه و عضو آکادمی فرانسه. مولد پاریس بسال ۱۸۷۶.
اسم: ژیله (دختر، پسر) (فارسی)
معنی: در گویش لرستان، ژاله تگرگ ریز
ژیله نام پوشاک بدون آستین و جلو بسته برای بالاتنه می باشد. ژیله ها در دنیای مد و پوشاک به پوشش های بافته شده از نخ یا پشم به صورت دستی یا ماشینی گفته می شود که در فصول سرد سال روی پیراهن و زیر کت یا کاپشن پوشیده می شود. ژیله نیز همانند جلیقه بدون آستین هستند. ژیله ها از الیاف مختلفی بافته می شوند. این الیاف می توانند الیاف طبیعی مثل پشم و پنبه یا الیاف مصنوعی باشند.
نوعی لباس بدون آستین جلو بسته شبیه بلوز.