لغت نامه دهخدا
چپلو. [ چ َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای است از قرای ولایت بجنورد، که در کنار رودخانه سیم بار واقع شده، هوایش گرمسیر است و بیست خانوار سکنه دارد. زراعتش از آب این رودخانه مشروب میشود». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 213 ).
چپلو. [ چ َ ] ( اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «قریه ای است از قرای ولایت بجنورد، که در کنار رودخانه سیم بار واقع شده، هوایش گرمسیر است و بیست خانوار سکنه دارد. زراعتش از آب این رودخانه مشروب میشود». ( از مرآت البلدان ج 4 ص 213 ).
مولف مر آت البلدان نویسد: (( قریه ایست از قرای ولایت بجنورد که در کنار رودخانه سیم بار واقع شده هوایش گرمسیر است.