چوپایه
مترادفها
پایه، ستون، تکیهگاه
لغت نامه دهخدا
چوپایه. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ ) اصطلاح چارواداران است. ( یادداشت مؤلف ). چوپا.
فرهنگ فارسی
اصطلاح چاروا دارانست
جمله سازی با چوپایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در هنگام نصب قفسههای سنگین روی دیوار، حتماً باید از یک چوپایه محکم و مناسب استفاده کنید تا از سقوط ناگهانی آنها جلوگیری شود.
💡 این ستون قدیمی به عنوان چوپایه اصلی بنای تاریخی عمل میکرد و تحمل وزن بسیار زیادی را در طول قرنها بر عهده داشت.
💡 برای حفظ تعادل در هنگام کار در ارتفاعات زیاد، استفاده از چوپایه و تجهیزات ایمنی بسیار ضروری است تا از بروز حادثه جلوگیری شود.