چفتن

مترادف‌ها

بستن، محکم کردن، قفل کردن

متضادها

باز کردن، گشودن

لغت نامه دهخدا

چفتن. [ چ َ ت َ ] ( مص ) دریافتن. و فهمیدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(چَ تَ ) (مص ل. ) خمیدن، خم شدن.

ویکی واژه

خمیدن، خم شدن.

کلمات مرتبط