چسبک
مترادفها
چسبنده، چسبناک، لزج
متضادها
لغزنده، غیرچسبنده
فرهنگستان زبان و ادب
{velcro} [عمومی] بستی متشکل از دو قطعه نوار پارچه ای که سطح یکی زبر و دارای قلاب های ریز و سطح دیگری فشرده و دارای حلقه های ریز است و با گذاشتن آنها بر روی هم و فشار دادن آنها اتصال محکمی میان آنها به وجود می آید
ویکی واژه
نوارهای رنگی با پهنای مختلف که برای تشخیص صاحب تیر، بر روی بدنۀ آن چسبانده میشود.
جمله سازی با چسبک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی از مواد شیمیایی صنعتی دارای خاصیت بسیار چسبک هستند که باعث میشود به راحتی به سطوح مختلف دستگاهها نفوذ کنند.
💡 وقتی این مایع حاوی مواد چسبک روی دستها میریزد، تمیز کردن آن با آب و صابون معمولی بسیار دشوار و زمانبر است.
💡 بافت برخی میوهها پس از رسیدن بیش از حد، به دلیل افزایش قند و تولید مواد چسبک، تغییر حالت داده و نرم میشود.