چرند گان تصویر معنی چرند گان مترادفها یاوه گویان، مهملگویان لغت نامه دهخدا چرندگان.[ چ َ رَ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِ چرنده. مقابل پرندگان، بی آنکه شامل حیوانات بحری شود. رجوع به چرنده شود. فرهنگ فارسی جمع چرنده. مقابل پرندگان کلمات مرتبط چرند چراگر چرینه چریده شتروان داجنه