لغت نامه دهخدا
چراندنی. [ چ َدَ ] ( ص لیاقت ) منسوب به چراندن، یعنی جائی که لایق و قابل چراندن باشد. ( ناظم الاطباء ). چرانیدنی. آنچه بکار چراندن آید. سبزه و گیاهی که چراندن را شاید.
چراندنی. [ چ َدَ ] ( ص لیاقت ) منسوب به چراندن، یعنی جائی که لایق و قابل چراندن باشد. ( ناظم الاطباء ). چرانیدنی. آنچه بکار چراندن آید. سبزه و گیاهی که چراندن را شاید.