چراغانی کردن

لغت نامه دهخدا

چراغانی کردن. [ چ َ / چ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چراغان کردن. چراغ بسیار بمناسبت جشنی یا شادمانی روشن کردن. چراغباران کردن. جشن گرفتن. مجلس جشن و شادی در محلی که چراغهای بسیار روشن است برپاداشتن. چراغونی کردن. چراغبارونی کردن. رجوع به چراغانی کردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چراغان کردن آذین بستن: (( تمام شهر را چراغانی کردند. ) )

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
ددمنشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز