چبوق

مترادف‌ها

شلاق، تازیانه

لغت نامه دهخدا

چبوق. [ چ ِ ] ( ترکی، اِ ) آبریز و میزاب. || چپق که در آن توتون ریخته میکشند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چپق شود.

فرهنگ فارسی

ماخوذ از ترکی بمعنی آبریز و میزاب ٠ یا چپق که در آن توتون ریخته میکشند ٠

جمله سازی با چبوق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در داستان‌های قدیمی و کلاسیک ادبیات فارسی، گاهی اوقات از چبوق برای تنبیه و اعمال نظم در میان سربازان یا خدمتکاران استفاده می‌شد.

💡 صدای برخورد چبوق بر زمین، سکوت سنگین شب را در آن دهکده کوچک و دورافتاده شکسته و باعث ایجاد وحشت در میان ساکنان شد.

💡 در برخی از نمایش‌های سنتی، استفاده از چبوق به عنوان یک وسیله نمادین برای نشان دادن قدرت یا اعمال جریمه در داستان دیده می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران