چبوق
مترادفها
شلاق، تازیانه
لغت نامه دهخدا
چبوق. [ چ ِ ] ( ترکی، اِ ) آبریز و میزاب. || چپق که در آن توتون ریخته میکشند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چپق شود.
فرهنگ فارسی
ماخوذ از ترکی بمعنی آبریز و میزاب ٠ یا چپق که در آن توتون ریخته میکشند ٠
شلاق، تازیانه
چبوق. [ چ ِ ] ( ترکی، اِ ) آبریز و میزاب. || چپق که در آن توتون ریخته میکشند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به چپق شود.
ماخوذ از ترکی بمعنی آبریز و میزاب ٠ یا چپق که در آن توتون ریخته میکشند ٠