لغت نامه دهخدا
قتق. [ ق َ ت ِ ] ( ترکی، اِ ) قاتق. ( ناظم الاطباء ). ماست و کشک. ( آنندراج ). || ترشی که در آش کنند و نانخورش سازند. ( آنندراج ). رجوع به قاتق شود.
قتق. [ ق َ ت ِ ] ( ترکی، اِ ) قاتق. ( ناظم الاطباء ). ماست و کشک. ( آنندراج ). || ترشی که در آش کنند و نانخورش سازند. ( آنندراج ). رجوع به قاتق شود.
(قَ تِ ) [ تر. ] (اِ. ) = قاتق: ۱ - ماست و کشک. ۲ - ترشی ای که در آش کنند و نانخورش سازند.
( اسم ) ۱ - ماست و کشک ۲ - ترشیی که در آش کنند و نانخورش سازند.
قاتق:
ماست و کشک.
ترشی ای که در آش کنند و نانخورش سازند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای ترک ماهچهره چه باشد اگر شبی آیی به حجرهٔ من و گویی قتق گرک