چارزانو زدن
مترادفها
زانو زدن
لغت نامه دهخدا
چارزانو زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از مربع نشستن. ( آنندراج ):
چار زانو چون توان در مجلس سلطان زدن
تا بخدمت چست باشی بر سر یکپا نشین.باقر کاشی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از مربع نشستن
جمله سازی با چارزانو زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کودک کوچک با هیجان زیاد، برای تماشای نمایش عروسکی شروع به چارزانو زدن کرد و با چشمانی درخشان به حرکات بازیگران روی صحنه خیره شد.
💡 در مراسمهای سنتی و مذهبی، گاهی اوقات پیرمردان با انجام حرکات خاص و چارزانو زدن، به یاد خاطرات گذشته و سنتهای دیرین خود میپردازند.
💡 او برای اینکه بتواند قطعه گمشده را از میان شکافهای کوچک سنگ پیدا کند، مجبور شد به صورت چارزانو زدن روی زمین قرار بگیرد و جستجو کند.