پیوشیدن
مترادفها
پیوستن، ملحق شدن، همراه شدن
متضادها
جدا شدن، گسستن
لغت نامه دهخدا
پیوشیدن. [ دَ ] ( مص ) پیوسیدن. ( شعوری ج 1 ص 269 ).
جمله سازی با پیوشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ساختارهای معماری مدرن، لایههای مختلف مواد با دقت بسیار بالا به هم پیوشیدن تا پایداری و استحکام کل بنا در برابر عوامل محیطی حفظ شود.
💡 در طول فرآیند تکامل، بسیاری از موجودات زنده توانستهاند با محیط پیرامون خود به گونهای پیوشیدن که بقای نسل آنها در شرایط سخت تضمین گردد.
💡 وقتی دو قطعه فلزی در دمای بسیار بالا به هم پیوشیدن، پیوند میان آنها بسیار قویتر از اتصالاتی است که با جوشکاری معمولی ایجاد میشوند.