پیشباره تصویر معنی پیشباره مترادفها پیشبند لغت نامه دهخدا پیشباره. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) پیش پاره. حلوای بریده. شفارج، فیشفارج؛ نوعی حلوا. رجوع به پیشیاره و پیشپاره شود. کلمات مرتبط شفارج پیشیارج حلواء پیش هنگ ارده حلوا پیشیانه