لغت نامه دهخدا
پیش دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) حرکت پیش یعنی ضمه به حرف دادن. مضموم خواندن. ضمه دادن حرفی را. مضموم کردن حرفی. مضموم نوشتن. || درس را بمعلم پس دادن. درس را روان کرده بر استاد خواندن. پس دادن شاگرد درس خوانده را به استاد. || دادن از قبل.
پیش دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) حرکت پیش یعنی ضمه به حرف دادن. مضموم خواندن. ضمه دادن حرفی را. مضموم کردن حرفی. مضموم نوشتن. || درس را بمعلم پس دادن. درس را روان کرده بر استاد خواندن. پس دادن شاگرد درس خوانده را به استاد. || دادن از قبل.
(دَ ) (مص م. ) ۱ - دادن از پیش، دادن از قبل. ۲ - درس را به معلم پس دادن. ۳ - ضمه دادن حرف، مضموم خواندن حرفی را. ۴ - مضموم نوشتن حرفی را.
دادن از پیش، دادن از قبل.
درس را به معلم پس دادن.
ضمه دادن حرف، مضموم خواندن حرفی را.
مضموم نوشتن حرفی را.