پیش ایستادن
مترادفها
جلو ایستادن
متضادها
پس ایستادن
لغت نامه دهخدا
پیش ایستادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) برابر ایستادن. مقابل قرار گرفتن. در پیشگاه قرار گرفتن:
نه پیش جز خدای جهان ایستاده ام
زآن پس نه نیز هیچکسی را دوتا شدم.ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) برابر ایستادنمقابل قرار گرفتن در پیشگاه... قرار گرفتن: نه پیش جز خدای جهان ایستاده ام زان پس نه نیز هیچکسی را دو تا شدم. ( ناصرخسرو )