پیروزپور
لغت نامه دهخدا
پیروزپور. ( اِخ ) نام قصبتی بهندوستان. ( قاموس الاعلام ترکی ).
جمله سازی با پیروزپور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مهندس پیروزپور با بهرهگیری از دانش روز و تجربههای عملی خود، توانست ساختار اصلی این پل عظیم را در کمترین زمان ممکن تکمیل کند.
💡 در گزارش سالانه شرکت، نام آقای پیروزپور به عنوان مدیر موفق و کارآمد که باعث رشد چشمگیر فروش شده، چندین بار تکرار شده است.
💡 خانواده پیروزپور به دلیل فعالیتهای بشردوستانه و کمک به نیازمندان منطقه، همواره مورد احترام و قدردانی بسیار زیادی از سوی مردم هستند.